أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
429
قانون ( فارسى )
يا چيزى بيگانه در گدار نفسگير كرده كه تنها مىتواند نفس بكشد و چيزى ديگرى را گدار نمىدهد . چنانكه گاهى ناخودآگاه چيزى از خوراك يا نوشيدنى در اين گدار گير مىكند و سبب آن يا غفلت ورزيدن انسان است يا انسان به سخن سرگرم است و توجه به خوراك بلعيدن ندارد . سببهاى سرفهء پياپى و نامنقطع : 1 - سبب همان سببهاى علّتپذير شدن بدن است كه عبارتند از : مزاج گرم ، مزاج سرد ، مزاج رطوبى ، مزاج خشك ، يعنى مزاجى بر ريه آيد كه گرم كنندهء ريه ، يا سردكننده ، يا رطوبتبخش ، يا خشكانندهء ريه مىباشد و اين سوء مزاج ريه بر قياس سوء مزاج بدن يا سوء مزاج ساده و بدون ماده است يا سوء مزاج همراه ماده . اگر ماده همراه سوء مزاج است يا مادهء خونى يا صفرايى يا بلغمى آبكى و تنك يا غليظ يا مادهء سودايى است كه سبب سرفه شده است ، كه اين حالت اخير يعنى بودن مادهء سودايى در ريه همراه سوء مزاج ، بهندرت اتفاق مىافتد . حالا بايد دقت كرد : 1 - آيا مادهء همراه سوء مزاج از طرف بالايى آمده است يا نه ؟ اگر از بالا ريزش كرده به كجا رسيده است ؟ اگر مادهء ريزش كرده تنها بر ديوارهء خارجى قصبه آمده است ، مايهء برانگيختن سرفهء زياد نمىشود و سرفه كم است . اما اگر ماده در فضاى داخل قصبه ريخته است ، سرفه را برانگيزد . اگر ماده گزندهء قصبه باشد سرفه را تحريك مىكند . اگر مادهء ريزش كرده از بالا به ريه وارد شود و در آنجا ماندگار باشد و طبيعت بخواهد آن را بيرون كند ، سرفه برانگيخته خواهد شد . و يا از بالاييها نيامده است و ماده از معده يا از كبد يا از برخى از اندامان سينه به يكديگر تحويل داده شده و سرانجام به ريه سر زده است ؛ يا اينكه ماده در خود ريه به وجود آمده است . 2 - سبب سرفهء مداوم از بين رفتن تك عصب است ( انحلال فرد ) . 3 - ورم و راهبندان در حجاب يا ريه يا گلو ، يا هرجايى از اندامان بدن كه چنين مواد نابابى را مىپذيرند ، از قبيل ريه ، حجاب حاجز ، حجاب ميان قلب و ريه ، ايجاد مىشود . انگيزههاى سرفهء سابقهدار : 1 - مالامال شدن ( امتلاء ) معده يا رگها . 2 - سببهاى سوء مزاج بدنى ، كه در بحث از سببهاى سرفهء پياپى ذكر شد . سبب سرفهء مشاركتى ، كه اندامان در برانگيختن سرفه با ريه سهيم باشند . 1 - مشاركت تمامى بدن ، چنانكه در مبتلا شدن به تب مشاهده مىشود و بهويژه اگر تب آتشين ( محرقه ) ، يا تب روزانهء خستهكننده و امثال آن باشد و يا تب وبائى در ميان باشد . 2 - مشاركت بدن بدون تب ، كه در برانگيختن سرفه سهيم باشد .